بنام خدا
بمناسبت اولین سالگرد وفات شادروان دکتر غلامحسن رضایی ولیسه (عزیز )
|
عزیزی داشتیم در شهر گرگان |
|
همانند عزیز مصر و کنعان |
|
رفیقی ، ره گشائی ، راز داری |
|
شفیقی نغز گو در جمع خویشان |
|
چنان اسرار را محفوظ می داشت |
|
که نگشودی دهان حتی به اعوان |
|
دوسی یک نه چو بگذشت از بهارش |
|
اجل مهلت نداد بیند بهاران |
|
به روز یارای همرزمی نبودش |
|
چو دزدان شب گرفت او را گریبان |
|
بشادی سرنهادی روی بالش |
|
به نامردی بکشتش بامدادان |
|
نه آهی ، ناله ای ، دردی ، فغانی |
|
نه فریادی کمک گیرد زیاران |
|
چنین مرگی بود یک آرزوئی |
|
برای زاهدان و اهل ایمان |
|
زایمانش چه گویم کرده تحریر |
|
کتابی بر وجود آب و قران |
|
یک انسان بزرگ و با صفائی |
|
چو ماهی بود پشت ابر پنهان |
|
به پیران احترام و خوب روئی |
|
ارادت داشت او با سالمندان |
|
چون خواهی خوب واقف گردی زین امر |
|
بپرس از مردم خوب کلاجان |
|
کنون او رفت و ما ماندیم تنها |
|
ولی جمعیم بی او نزد جانان |
|
به جانان بایدم هشدار دادن |
|
اجل گرگیست گرگ تیز دندان |
|
نباشد روز و شب معلوم بر ما |
|
کی خارج می شود زین دور و میدان |
|
بیائید دور سازیم کینه و درد |
|
گذشتی ای عزیزان ای رفیقان |
|
زبان و دل یکی سازیم ای دوست |
|
که این است مسلک پاک دلیران |
|
عزیز این آرزویش بود که با هم |
|
شویم یک شمع یک شمع فروزان |
|
محبت را کنیم آویزه گوش |
|
که این آموزه گردد بر جوانان |
|
علی رفت و عزیز هم رفت دیگر |
|
چه امیدیست بر این چرخ گردان |
|
کلام آخرم این آرزویم |
|
خدا صبری دهد بر سوگواران
|

ابراهیم ریحانی بهمن 88
- جناب سرهنگ ابراهیم ریحانی پسر عمه -شوهر خواهر و از هم نسلان و دوست و همراهی بسیار خوب زنده یاد دکتر غلامحسن رضائی ولیسه هستند.

ایستاده از راست: زنده یاد عباسپور - زنده یاد دکتر غلامحسن رضایی- جناب سرهنگ ریحانی
- کلاجان ( کلاجان قاجار ) روستایی در ۱۰ کیلومتری غرب گرگان است.
- علی نام برادر کوچک دکتر غلامحسن رضائی ولیسه می باشد که در ۱۸ بهمن ۱۳۸۵ به رحمت خدا رفت.
- عزیز ( عزیز آقا - کوجی ادش ) نام مستعار زنده یاد دکتر غلامحسن رضائی ولیسه می باشد.
زندگینامه دکتر غلامحسن رضایی ولیسه+تصاویر

